مرتضى مطهرى
581
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است كه از ذهن روانشناسان دور افتاده است ، يعنى تجريد فلسفى . مقصود از تجريدى كه روانشناس مىگويد اين است كه دو چيز ، دو معنى كه در خارج به صورت صفت و موصوفِ لاينفكّاند يا به صورت دو صفت لاينفكّ يك موصوفند و هيچ وقت در عالم عين از يكديگر جدايى پذير نيستند ذهن اين قدرت را دارد كه اينها را در عالم خودش از هم جدا كند ؛ يعنى مىتواند يكى را لحاظ كند ديگرى را لحاظ نكند و حال آنكه اينها در عالم عين از هم جدايى ندارند . مثل عدد و معدود . ما در عالم خارج عددى كه عدد باشد و معدود نداشته باشد نداريم . عدد انتزاع مىشود از معدود و به عنوان يك صفت براى معدود شناخته مىشود ، ولى ذهن عدد را تجريد مىكند . اصلًا رياضيات عدد است و اساساً معدودى در كار نيست ؛ مثلًا دربارهء عدد بدون اينكه معدود خارجى را در نظر بگيريد مىگوييد چهار بعلاوهء چهار مىشود هشت . پس ذهن چنين قدرت تجريدى دارد ؛ عدد و معدود كه در خارج توأماند در ذهن حسابشان از يكديگر جداست . تجريد ديگرى كه از اين دقيقتر است « 1 » - يعنى تجريد فلسفى - اين است كه يك چيز در حال تخليط ، در حالى كه مخلوط است ، تجريدشده هم هست ؛ يعنى چه ؟ يعنى اينكه دو چيز كه حتى در ذهن از هم جدا ناشدنى هستند ( نه فقط در خارج ، كه در ذهن هم از يكديگر جدا ناشدنى هستند ) و محال است از هم جدا بشوند ، باز هم ذهن مىتواند يكى از اين دو را كه در همه جا با هم هستند نبيند ولى ديگرى را ببيند . نه اينكه يكى نباشد و آن ديگرى باشد ؛ نه ، آن هم هست ولى ذهن آن را نمىبيند . وجود و ماهيت از اين قبيل هستند . وجود و ماهيت غير از عدد و معدود است . همانطور كه در خارج ، هر ممكن الوجودى ماهيتى دارد و هر ماهيتى وجودى در عالم عين دارد [ ماهيت ] در ذهن هم « وجود » دارد . مگر ماهيت مىتواند در ذهن از وجود منفك بشود ؟ بالأخره اگر ماهيت در ذهن است در ذهن وجود دارد . به قول مرحوم ملاصدرا « ماءبسط نورالوجود » كه حتى نقيض وجود ( عدم ) را هم كه شما تصور كنيد در حالى كه عدم ، عدم است به حمل اوّلى ، اين عدم را شما در پرتو وجود داريد مىبينيد ؛ عدم هم وجودى است در ذهن . ولى شما .
--> ( 1 ) . - اين اسمش مىشود تجريد فلسفى ؟ . استاد : بله ، البته اين اصطلاحى است كه من از خودم جعل كردهام چون فلاسفه اين را در مقابل آن قرار ندادهاند كه بگويند ايندو را با هم اشتباه نكنيد .